تبليغاتX
ایران پایتخت جهان
درود فراوان بر شما دوستان پارس من
مرا ببخشید بخاطر این که چند وقتی نبودم و نتوانستم وبلاگ را اپ کنم و از همه مهمتر نتوانستم به دیدگاه های شما پاسخ بدهم . متاسفانه بخاطر مشکلات زیادم بوده و دلیل دیگری نداشته است.
امید وارم که عذر مرا پذیرفته باشید.
اماطبق تصمیم قبلی خود مطالب را از جائی کپی نمی کنم و فقط دانسته های خود را برای شما باز گو خواهم کرد.

ما ایرانیان تاریخ خود را فراموش کرده ایم.
بله درست خوانید (ما ایرانیان تاریخ خود را فراموش کرده ایم).
شاید ما همین چند صد نفری که در اینترنت برای تاریخ ایران فعالیت می کنیم از تاریخمان به صورت دقیق خبر داریم اما اکثر مردم ما از تاریخ خود بی اطلاع هستند.شما خود این را می دانید اما این را گفتم تا به شما حرف هایم را ثابت کنم
یک مثال باارز برای شما می زنم
در ایران باستان مردم دارای اراده بوده اند و با علم دانشمندان و با تلاش و زحمت کاری کرداند که ما امروز به ایرانی بودن خود افنخار کنیم انها با قدرت و اراده خود دنیا را یک کشور کردند و کتیبه هائی بر جا گذاشتند که حتی بعد از گذشت هزاران سال از روی انها هنوزهم جای تامل دارد و باعث شگفتی انسانهای قرن 21 می شود. ما باید انها را سر لوحه ی کار خود قرار بدهیم.
مثلا شخصی می خواهد کنکور بدهد 2حالت وجود دارد.
1:.وی تلاش خود را کرده اما خود را دست کم می گیرد و سر کنکور به امامان عرب و اعراب متوصل میشود و این گونه به خود امید میدهد .وقتی هم که در کنکور قبول بشود می گوید امامان مرا یاری کرده اند.
2 :اما در حالتی دیگر فرد هیچ زحمتی نکشیده و شب قبل از کنکور به امامان متوصل شده و از انان یاری می طلبد تا شاید انان به جای وی امتحان دهند و او در دانشگاه قبول شود و وقتی قبول نمی شود می گوید انان صلاح دانسته اند که من قبول نشوم ! ! ! در صورتی که اگر زحمت می کشید نتیجه عوض می شد. ! ! !

نتیجه این مثال :
این دو شخص به جای این که تاریخ کهن و دانشمندان و بزرگان خود را به یاد بیاورند و مانند انان تلاش فراوان بکنند و بیاد بیاورند که ایرانی هستند و برای سربلندی ایران تلاش کنند به امامان عرب دست نیاز بر می دارند.
اگر انان دانشمندانی چون اشو زرتشت .ابو علی سینا و... را بیاد اورند و بدانند که در کشوری زندگی می کنند که روزی شخصی به نام کوروش بزرگ زندگی می کرده و دنیا را یکی کرده و اولین حکومت چند ملیتی را به راه انداخته دیگر دست به دامان کسی نشده و با تکیه به تاریخ خود و بزرگان این سرزمین کهن اراده کرده و در راه بیشتر قدم خواهد برداشت
من نمی گویم که دعا کردن اثری ندارد و ما نباید دعا کنیم .دعا نیروی امید به انسان می دهد اما چرا ما به زبان و کیش خود(زرتشتی) دعا نکنیم .
این مطالب را که گفتم در مردم زیاد می توان دید .به هزاران شکل و نوع دیگر و تنها دلیل این است که انها گذشته خود را فراموش کرده و به تاریخ پوچ دیگر مردمان که از دشمنان خونی ما هستند(اعراب) دست نیاز برداشته اند
این نتیجه دیدگاهای من بود که با خود انها را دیده ام .
لطفا مرا با دیدگاههای خود یاری نمائید.             درود بر شما
                                                                     سرباز کوروش بزرگ(شاهزاده ی ایرانی)...
+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 12:46 توسط شاهزاده ایرانی |

درود بر تمام اریائیان عزیز و سربلند.
جا دارد در همین ابتدا از همه شما عذر خواهی کنم که در این مدت نتوانستم به کامنت های شما جواب بدهم و وبلاگ را اپ کنم.
اما این بار نمی خواهم حرف های سایت های دیگر را به شما تحویل بدهم.
می خواهم نظر خود شاهزاده را به شما بگویم .
شاهزاده ی ایرانی از اینکه نوشته های دیگران را ویرایش کند(البته با ذکر منبع)و در وبلاگش قرار دهد خسته شده
این بار حرف های خودم را بازگو می کنم و  اصلا قصد ندارم هنر مصریان باستان را زیر سوال ببرم.
                                                 امیدوارم من را با نظراتتان راهنمائی فرمائید .(شاهزاده ی ایرانی)
مفایسه ایران باستان با مصر باستان.
شروع می کنم با دلایل عقلانی و خارج از تعصب های وطن پرستان:
در مصر باستان تمام مردم به زور کائنان و شاید کم خردی خود خدایانی را که ساخته دست خود بوده (امون)را می پرستیدند و هدایائس را برای انان به معبد می برده اند و این هیچ اثری به جز پر کردن شکم کائنان معبد که خود هم می دانستند این خدایان دوروغین هستند نداشته است
اما در ایران باستان حتی قبل از اشو زرتشت ایرانیان یکتا پرست بوده اند و در اصتلاح میترا پرست بوده اند تا این که اشو زرتشت دین کامل و جامع بهی(زرتشتی)را به این مردمان معرفی نمود.
اما مساله ی حقوق بشر و برده داری
دوستی در کامنت های قبلی به من گفت که مصریان هم به کسانی که در ساخت اهرام و غیره در مصر هم دارای حقوق بوده اند اما باید بگویم که در حقسقت اینگونه نبوده است
مصریان مردمان کشورهائی را که در زیر پرچم مصر بوده اند را به بردگی می گرفتند و اصلا برای انها ارزشی قائل نمی شده اند
اما وضعیت در ایران باستان به گونه ای دیگر بوده است طبق اسناد به جای مانده تاریخی و باستانی تمام کسانی که در ساخت تخت جمشید دست داشته اند دارای حقوق مشخصی بوده اند و هیچ یک از انها برده نبوده اند و همه ی ما میدانیم که اینها همه به خاطر کتیبه حقوق بشر کوروش کبیر بوده است
و این مطلب برای دومین باری است که در وبلاگ من منتشر می شود و برای چندمین بار است که در وب یاداور می شود.
                 ادامه این مطلب را به دلیل مشکلاتم در پست بعد قرار می دهم. (شاهزاده ی ایرانی)




+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 22:2 توسط شاهزاده ایرانی |

نفوذ تفکر ایرانی در ملتهای دیگر

سلام به همگی

ما ایرانیان از اعتقادات خاصی پیروی می کنیم اما این اعتقادات مانند اعتقادات خرافاتی هند و چین نیست!!!

بلکه همه ی اینهارا دانشمندان زرتشتی ایرانی بر اساس واقعیت و علم پایه گزاری شده است که به وضوح  می توانیم در تمام کتابها و کتیبه های موجود این موضوع را ببینیم که همین امر باعث سرافرازی ما ایرانیان است

این بار به سراغ عدد هفت رفتم .


عدد هفت در نزد ایرانیان از دیرباز تاکنون عددی مقدس و مشهور بوده . از ميان همه اعداد , عدد هفت همیشه مورد توجه مشرق زمین و به خصوص ایرانیان قرار داشته اغلب در امور ايزدي و نيک و گاه در امور اهريمني و شر به کار ميرفته است ولی اکثر موراد در جهت نیت پاک و روحانی و مقدس استفاده می گردیده . وجود بعضي عوامل طبيعي مانند تعداد سياره هاي مکشوف جهان باستان و همچنين رنگهاي اصليمويد رجحان و جنبه ماوراطبيعي اين عدد گرديده است. با توجه به آیین کهن میترائیسم ایران که قدمتی بیش از پنج هزار سال دارد بایستی بپذیریم که ایرانیان نخستین ملتی بودند که به رمز و راز این عدد آسمانی پی بردند . تمدنهای بسیاری در مشرق زمین و به خصوص خاورمیانه شکل گرفت که پایه های تمدن بشری محسوب می شوند ولی نکته جالب آن این است که از میان همه آنها تنها تمدن ایران باقی ماند و به عبارتی همه تمدنهای اطراف به نوعی یا در تمدن ایران حل شدند و یا از میان رفتند . تمدن مصر , سومر , اکدیها , کلده , آشور , بابل نمونه ای از این تمدنهاست . از میان آنها آیین مهرپرستی و میترایسم ایران از قدمتی پیش از همه این تمدنها برخوردار است . امروزه نمادهای مهر را در ایران و آداب و رسوم مردم ایران هنوز به روشنی می بینیم . به عبارتی میتوان گفت که تمدن های بین النهرین بیشترا به درون تمدن ایران رفتند و یک تمدن بزرگ را شکل دادند .

تمدن بین النهرین در حدود سه هزار سال پیش از میلاد به قدرت بزرگ جهان مشهور بود ولی پس از روی کار آمدن کوروش بزرگ , منطقه بین النهرین بخشی از تمدن ایران شدند و به کشور ایران پیوستند و تا انتهای دوره شاهنشاهی ساسانی این منطقه بخشی از تمدن و خاک ایران محسوب می شد . به صورتیکه پایتخت ایران در بغداد ( عراق ) بود و به عراق کنونی دل ایرانشهر گفته میشده است . پس از حمله تازیان به ایران این منطقه مورد یورش عربهای بدوی قرار گرفت و همه تمدن و شکوه باستانی اش به یکباره ویران شد و اثری از آن همه تاریخ به جای نماند و عربها به مرور زمان به آنجا مهاجرت کردند و زبان عربی را به دیگر ایرانیان آن منطقه غلبه نمودند و فرهنگی عربی را جایگزین تمدن کهن بین النهرین کردند .

ملتها و تمدنهای اطراف ایران نیز به پیروی از ایرانیان مهرپرست و مهر اندیش متوجه سيارات شده بودند و رمز و رازی اهورایی را یافته بودند و در نتیجه به صورت نماد شگون می پرستيدند. آنچه که شواهد نشان می دهد میترائیسم ایرانی تاثیر گذار ترین آیین در ادیان جهان بخصوص در مسیحیت و اسلام بوده است . روز زایش مهر در ایران , همان روز بیست و پنجم دسامبر در مسیحیت است که جشن گرفته می شود . لباس قرمز پاپ از آیین میترایسم گرفته شده است . همچنین مهرابه های درون کلیساها نیز به مهرابه های مهری مشهور است . از دیگر نفوذ آیین مهر نیز میتوان بر رومیان و یونانیان نیز اشاره کرد . در داخل معبد و انتهای معابد آنان حجاری های برجشته مهر وجود داشته است که میترا در حال کشتن گاوی است . هنوز در برخی از کلیسا های کهن اروپا آثار آن پابرجاست . میترایسم در اسلام نیز نفوذ چشم گیری داشت . در زیر به برخی موارد نفوذ عدد هفت میترایسمی در اسلام نیز اشاراتی خواهیم داشت . مشهورترین مهد تمدن مهرپرستی ایران شهر خرم آباد است .(1) عدد هفت میتراییان ایران نیز به همین منوال در مذاهب و تاريخ جهان در تصوف و درسنن و آداب کهن بیشتر ملتها نفوذ کرد . در تاريخ ايران و بناهاي بازمانده از دوره‌هاي تاريخي گوناگون، توجه به عدد هفت مشهود است. دور تا دور قلعه همدان (هگمتانه) پايتخت مادها، داراي هفت ديوار بوده است كه كنگره‌هايي به رنگ‌هاي مختلف داشته اند. داريوش بزرگ با شش تن ديگر از نجباي ايران هفت تني را تشكيل دادند كه دست به دست هم دادند و گئومات مغ دروغین كه بر ضد كمبوجيه پادشاه هخامنشي قيام و سه ماه بر مردم ایران حكومت كرد را از تخت پادشاهي سرنگون كردند . در نقوش نقش رستم بالاي آرامگاه داريوش بزرگ در دو طرف، شش نفر وجود دارند كه با خود داريوش بزرگ ، هفت نقش را تشكيل داده‌اند . از سوی دیگر عدد هفت در نزد ایرانیان به عنوان یک نماد انرژی اهورایی نیز مطرح است . به طوریکه در برخی از نقوش فرشهای دست بافت محلی یا گلیم های ایرانی دور تا دور دایره میانی آنها با هفت رنگ مختلف تهیه شده است تا انسانی که بروی آن استراحت میکند از نیروی آرامش بخش اهورایی آن برخوردار شود .

 

هفت وادی میترایسم در ایران ( کهن ترین سند تاریخ ) (2)

1 ) کلاغ : منسوب به عطارد , نماد هوا و باد

2 ) همسر : منسوب به زهره , نماد آب

3 ) سرباز : منسوب به مریخ , نماد خاک

4 ) شیر : منسوب مشتری , نماد آتش

5 ) پارسا : منسوب به قمر

6 ) خورشید : منسوب به مهر , ستاره صبح

7 ) پیر مرشد : منسوب به زحل    

 

   هفت باور نیک ایرانیان باستان 

1 ) پرستش هرمزد یا اهورامزدا خدای دانای یکتا

2 ) اشویی , پاکیزگی و پارسایی

3 ) سدره و کشتی , بستن نشان خداپرستی برای جوانانی که به سن بلوغ می رسند

4 ) برگزاری آیین و دردگان ( درگذشتگان )

5 ) دستگیری از نیازمندان و تنگدستان

6 ) برگزاری جشنهای ملی و مذهبی

7 ) به جای آوردن نمازهای پنج گانه زرتشت  

 

از دیگر باورهای کهن ایرانیان که بر پایه هفت می باشد میتوان به این موارد اشاره نمود :

هفت ایزدان آريايي

هفت طبقه زمين

هفت طبقه آسمان

هفت ستاره : ماه , تیر , ناهید , خورشید یا مهر , بهرام , برجیس , کیوان

هفت روز هفته

هفت امشاسپند در دین زردشت ( اشا , وهومنه یا بهمن یا وهمن , اشه وهشتا یا اردی بهشت , خشترا یا شهریور , آرمیتی یا سپندارمذ , هروتات یا خرداد , امرتات یا امرداد ) 

هفت اقلیم , هفت کشوری که در طول تاریخ تحت کنترل ایران بودند :

 

زمین هفت کشور به شاهی تو راست               سپاهی و گاهی و راهی توراست ( فردوسی بزرگ )

 

هفت دریا

هفت ايزد در مذهب مانوي در زمان ساسانیان

هفت پیکر نظامی گنجوی

 

هفت خان رستم  : خوان اول رخش شیر را کشت , دوم چشمه آب به رهنمایی غرم به رستم پیدا گشت , سوم رستم اژدها را کشت , چهارم زن جادوگر را هلاک کرد , پنجم دوگوش دشتبان را برکند , ششم ارژنگ دیو را بکشت , هفتم دیو سپید را به قتل رساند .

هفت آتشکده کهن ایرانیان : آذرمهر , آذرنوش , آذربهرام , آذرآیین , آذرخرین , آذربرزین , آذرزرتشت 

هفت تپه خوزستان

هفت سین : سیب , سنجد , سماق , سرکه , سبزه , سمنو , سکه

هفت طبقه آرامگاه کوروش بزرگ 

هفت مثنوی جامی

هفت قسمت اعضای بدن : سر , گردن , سینه و آنچه در آن است , پشت , آلت تناسلی انسان , دستها , پاها .

هفت روز عزا برای درگذشتگان در ایران ( مراسم هفتم )

هفت آشان صحبت : دهی است از بخشهای سنجابی کرمانشاه

هفت آسیا : دهی است از بخش فریمان در مشهد

هفت آشان جیب : دهی است از بخشهای سنجابی کرمانشاهان

هفت آشیان : دهی است در سقر کرمانشاه

هفت پاره : دهی در کازرون پارس

هفت پا : دهی در سعادت آباد بندرعباس

هفت تاش : دهی در سقز کردستان

هفت تن : زیارتگاهی در تهران

هفت تنان : دهی در لاریجان آمل

هفت تنان : کوهی در مغرب ناحیه بخیتاری

هفت تومان : دهی در بخش خوربیابانک شهرستان نایین

هفت جرد : روستای در مرو

هفت جوب : دهی در شهریار ( استان تهران )

هفت چاه : دهی در حومه ارداک مشهد

هفت چشمه : دهی در گرمسار دماوند , بهشهر ساری , دهخوارقان تبریز , میانه , شبستر تبریز , مشکین شهر , صالح آباد ایلام , آبدانان ایلام , سنجابی کرمانشاه , دلفان خرم آباد , کاکاوند خرم آباد , چگنی خرم آباد , دهدز اهواز , زاغه خرم آباد , آخوره فریدن .

هفت چوبه : دهی در ورامین تهران

هفت حوض : منطقه ای در نارمک تهران

هفت خان : بخشی از اردکان شیراز

هفت خانه : منطقه ای در خلیل آباد کاشمر

هفت خانی : دهی در خزل نهاوند

هفت دست : بنای به جای مانده از دوره صفویه

هفت رک : بزرگترین شهر مکران در ناحیه سیستان کنونی

هفت رود : نام کهن منطقه پنجاب در پاکستان که بخشی از ایران بوده است

هفت سار : بخشی از منطقه ارومیه

هفت سوی : دهستانی در بخش طیبات مشهد

هفت شوئیه : دهی در اصفهان

هفت شهیدان : منطقه ای در خوزستان

هفت کده : بخشی از زرین آباد ایلام

هفت گل : بخشی در شهر اهواز

هفت گنج : نام نوایی از موسیقی ایرانی

هفت وان : دهی در شاپور شهرستان خوی و همچنین شهرستان لار

هفت جوش : هفت فلز مشهور : زر , نقره , مس , جست , آهن , سرب , ارزیر

 

لگد کوبه گرزه هفت جوش               بر آورد از گاو گردون خروش

 

 و همچنین دهها ضرب المثل و کلمات عامیانه ایرانی همچون :

هفت پشت یا هفت نسل یا هفت جد , هفت اخگر نياره , هفت الوان , هفت خزينه , هفت خط , هفت حکايت , هفت خال , هفت رنگ , هفت قلم آرايش , هفت گنج پرويز , هفت چشمه , ترشی هفته بیچار و . . .

 

نفوذ هفت مقدس ایرانی در نزد ملتهای دیگر

عجایب هفت گانه دنیا

هفت شهر طلسم نمرود

هفت شب روز بلای قوم عاد

هفت فرشته مقدس در نظر بني اسرائيل 

هفت گاو فربه و هفت گاو لاغر که فرعون به خواب ديد

هفت نفر اصحاب کهف : یملیخا , مگشلینیا , مشلیتیا , مرنوش , دبرنوش , شادنوش , مرطونش

شایسته است امروزه نیز برای زنده نگه داشتن این باور کهن و ملی ایرانی در هرچه بیشتر استفاده کردن از این عدد پر رمز کوشا باشیم . برای مثال بسیار پسندیده است که زندگی جوانان ایران زمین بر پایه این عدد ورجاوند ( مهریه , شادی , هفت پیمان و . . . ) آغاز گردد تا هزاران سال شکوه و تمدن و تقدس آسمانی آن در زندگی آنان اثرات هرچه نیک بگذارد و پایه های زندگی زناشویی شان مستحکم تر و ایرانی تر شود . چنانچه  در همین کمتر از پنجاه سال پیش در ایران , آغاز زندگی جوانان این سرزمین به احترام این عدد مقدس که نیاکان به آن ایمان داشتند , هفت شبانه روز جشن و پایکوبی برپا می شده است . برای نمونه میتوان یک بدعت گذاری جدیدی را در میان جوانان ایرانی پایه گذاشت که از همین مهر و فرهنگی غنی ایرانی سرچمشه گرفته شده است . هفت پیمان برای دختران و پسران ایرانی پیش از ازدواج :

1 ) پرهیز از دروغ

2 ) حفظ احترام میان طرفین

3 ) احترام به جایگاه پدر و مادر نزد زن و مرد

4 ) مهر و وفاداری به میهن در همه شرایط زندگی

5 ) سوگند به اجرای کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانی

6 ) سوگند به حرکت در مسیر راستی و درستی در زندگی زناشویی

7 ) تلاش و کوشش برای پیشرفت مادی و معنوی در زندگی زناشویی

 

به درستی میتوان گفت که هرچه از هفت سخن بگوییم کم است . زیرا هم دایره وسعت آن بسیار گسترده است و هم اینکه از محدوده ذهن بسته ما انسانها خارج است . بزرگترین مسلکها , باورها و شخصیتهای ایرانی به عدد هفت ایمان داشته اند . چنانچه کوروش بزرگ بنیانگذار حقوق بشر و آزادی انسانها پس از مرگ کالبد ارزشمندش به عنوان هفتمین طبقه در پاسارگاد قرار میگرد , به صورتیکه شش طبقه با سنگهای عظیم بنا می گردد و طبقه هفتم طاق آرامگاه و کالبد کوروش بزرگ است ( نمایش ) . از سوی دیگر هفت مقدس نیز در بدن ما انسانها نیز وجود دارد . در دنیای پزشکی مهره های بدن انسان در کمر , از هفت مرحله تشکیل شده است . همین باور نیز به آیین های هند و بودا نیز نفوذ کرده است و امروزه بسیاری از عرفای بزرگ هند برای رسیدن به درجه کمال حضرت حق از هفت مرحله ای که در استخوانهای پشت کمر ما انسان نهفته است سیر مسیر میکنند . این بدین شرح است :

1 ) چاكراي اول در جايي بين مقعد و اندام تناسلی قرار دارد و نشان از زندگی حیوانی برخی ما انسانها دارد اگر به مراحل بالاتر نرویم و در همین مرحله از زندگی بمانیم .

2 ) چاكراي دوم بالاي اندام تناسلي قرار دارد و به استخوان وصل است و مركز احساسات نخستين تصفيه نشده، انرژي جنسي و خلاقيت مي باشد .

3 ) چاکرای سوم تقريبا دو انگشت بالاي ناف است . اگر اين چاكرا هماهنگ كار كند شما مي توانيد خود را كاملا باور كنيد و هم چنين به احساس ديگران و ويژگي هاي شخصيتي آنها احترام بگذاريد.

4 ) چاکرای چهارم در وسط قفسة سينه هم سطح با قلب قرار دارد . چاكراي قلب جايگاه عميق ترين و پر شورترين احساسات عاشقانة ماست.

5 ) چاكراي پنجم بين گودی  گردن و  گلو قرار دارد. مركز گنجایش  بيان، پیوندهای بادیگران  و خود آگاهی  انسان است.

6 ) چاكراي ششم یا چشم سوم در میان يك انگشت بالاي پل بيني در وسط پيشاني و میان دو چشم  قرار دارد كه جايگاه نيروهاي ذهني برابری، تشخيص ، حافظه و اراده ماست. بسیاری از ما آینده نزدیک و یا دور را در زمانی که در خواب هستیم می بینیم و سپس همان در روز پسین برایمان رخ میدهد آنچه را که ما از آینده و ناشناخته ها میبینیم به و سبب روشن شدن و چرخیدن چاکرا ششم است .

7 ) چاكراي هفتم در میان سر در بالاترين نقطه قرار دارد. اين چاكرا با تمام رنگ هاي رنگين كمان مي درخشد اما رنگ پیروز  آن بنفش پررنگ است. اينجا جايي است كه انگار در خانة‌ خود هستيم و يگانگي با اهورامزدا و نیروهای کیهانی را تجربه مي كنيم. وقتي رشد چاكراي هفتم افزايش مي يابد در مي يابيد كه دنياي مادي هيچ چيز نيست و به علت يگانگي با هستي کیهانی همه چيز در درون شما وجود دارد و کیهانی بزرگتر از بیرون را در درون خود میابید.

 

جایگاه ویژه عدد مقدس هفت در نزد بزرگان ایران زمین

 

حضرت مولانا

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم                               چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

 

شمس تبریزی ست تابان از ورای هفت چرخ                             لاجرم تاب نو آیین بر چهار ارکان نهاد

دقيقي

فلک شکافد حکمش چنانکه دست نبي شکاف ماه دو  هفت آشکار ميسازد

خاقاني

به کنايت هفت آسمان آدم از فردوس و از بالاي هفت                      پايماچان ازبراي عذر رفت  

برگرفته از اریار من www.ariarman.com
+ نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 16:4 توسط شاهزاده ایرانی |

نمــــــاد فـــــــروهر  


نياكان ما از چند هزار سال پيش دريافته بودند كه هر انسان زنده از تن، جان، روان، وجدان و فروهر (Fravahr) سرشته شده كه پويندگي و بالندگي انسان از كوشش و جوشش آن‌هاست.

فروهر از دو واژه‌ي “فره” به معني جلو، پيش و “وهر” يا ورتي به معني برنده و كشنده درست شده است و شايد بتوان گفت از نظر زندگي، فروهر بزرگترين و باارزش‌ترين جزء وجود انسان است ، چون پرتوي از هستي بي‌پايان اهورامزداست كه انسان را به‌سوي رسايي رهنما مي‌شود و وظيفه‌ي پيش‌بري و فرابري، براي انسان به برترين پايه‌ي هستي را داراست. و پس از مرگ با همان پاكي و درستي به اصل خود (اهورامزدا) مي‌پيوندد.

امروزه نگاره‌ي زير بين زرتشتيان نمايانگر شكل فروهر است و به‌عنوان نشانواره‌ي دين زرتشتي به‌كار مي‌رود. اين نگاره، گذشته‌ي چندين هزارساله داشته و شبيه آن در جاهاي ديگر و نزد قوم‌هاي ديگري ديده شده است ولي شكل كنوني آن در كتيبه‌هاي هخامنشي بالاي سر پادشاهان ديده مي‌شود.


 تصوير فروهر

هر پاره‌اي از نگاره‌ي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است:

1- سر: سر فروهر به‌صورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن به‌ياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي مي‌كند.

2- دست‌ها: دست‌هاي فروهر به‌طرف بالاست به‌خاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم.

 در دست فروهر حلقه‌اي وجود دارد كه آن‌را نشانه‌ي احترام به عهد و پيمان مي‌دانند.

3- بال‌ها: بال‌هاي فروهر باز است. چون با ديدن بال‌هاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد مي‌آورد كه فروهر او را به‌سوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي مي‌كند.

همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانه‌ي انديشه‌نيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه مي‌شويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني به‌وسيله‌ي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود.

4- دايره ميان شكل: دايره خطي‌ است منحني كه از هر نقطه‌ي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشان‌دادن روزگار بي‌پايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجه‌ي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد.

5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت به‌وجود آمده كه نشانه‌ي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهده‌ي اين سه بخش درمي‌يابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد)

6- دو رشته‌ي آويخته: اين دو رشته نشانه‌ي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگره‌مينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشه‌ي انسان ظاهر شوند . وظيفه‌ي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشه‌ي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد).

منابع:

1- منوچهرپور، منوجهر. بدانيم و سربلند باشيم: فشرده‌اي از آموزش‌هاي دين زرتشت. تهران: فروهر، 1377. ص. 54-50 .

2- در راه شناخت دين زرتشت. تهران: فروهر، 1380. ص. 28-27 .

برگرفته از  هفته نامه اشو زرتشت



+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 21:55 توسط شاهزاده ایرانی |