درود بر تمام اریائیان عزیز و سربلند.
جا دارد در همین ابتدا از همه شما عذر خواهی کنم که در این مدت نتوانستم به کامنت های شما جواب بدهم و وبلاگ را اپ کنم.
اما این بار نمی خواهم حرف های سایت های دیگر را به شما تحویل بدهم.
می خواهم نظر خود شاهزاده را به شما بگویم .
شاهزاده ی ایرانی از اینکه نوشته های دیگران را ویرایش کند(البته با ذکر منبع)و در وبلاگش قرار دهد خسته شده
این بار حرف های خودم را بازگو می کنم و اصلا قصد ندارم هنر مصریان باستان را زیر سوال ببرم.
امیدوارم من را با نظراتتان راهنمائی فرمائید .(شاهزاده ی ایرانی)
مفایسه ایران باستان با مصر باستان.
شروع می کنم با دلایل عقلانی و خارج از تعصب های وطن پرستان:
در مصر باستان تمام مردم به زور کائنان و شاید کم خردی خود خدایانی را که ساخته دست خود بوده (امون)را می پرستیدند و هدایائس را برای انان به معبد می برده اند و این هیچ اثری به جز پر کردن شکم کائنان معبد که خود هم می دانستند این خدایان دوروغین هستند نداشته است
اما در ایران باستان حتی قبل از اشو زرتشت ایرانیان یکتا پرست بوده اند و در اصتلاح میترا پرست بوده اند تا این که اشو زرتشت دین کامل و جامع بهی(زرتشتی)را به این مردمان معرفی نمود.
اما مساله ی حقوق بشر و برده داری
دوستی در کامنت های قبلی به من گفت که مصریان هم به کسانی که در ساخت اهرام و غیره در مصر هم دارای حقوق بوده اند اما باید بگویم که در حقسقت اینگونه نبوده است
مصریان مردمان کشورهائی را که در زیر پرچم مصر بوده اند را به بردگی می گرفتند و اصلا برای انها ارزشی قائل نمی شده اند
اما وضعیت در ایران باستان به گونه ای دیگر بوده است طبق اسناد به جای مانده تاریخی و باستانی تمام کسانی که در ساخت تخت جمشید دست داشته اند دارای حقوق مشخصی بوده اند و هیچ یک از انها برده نبوده اند و همه ی ما میدانیم که اینها همه به خاطر کتیبه حقوق بشر کوروش کبیر بوده است
و این مطلب برای دومین باری است که در وبلاگ من منتشر می شود و برای چندمین بار است که در وب یاداور می شود.
ادامه این مطلب را به دلیل مشکلاتم در پست بعد قرار می دهم. (شاهزاده ی ایرانی)
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 22:2 توسط شاهزاده ایرانی
|
درود بر دوستان پارسی
این بار می خوام در مورد بزرگ مرد ی از تاریخ بنویسم که نظیر او کمتر در بعد از ایران باستان دیده ایم
میرزا تقیخان فراهانی ملقب به امیر کبیر در سال(1807 میلادی) چشم به جهان گشود تا بار دیگر به دنیا ثابت کند ایران مهد پرورش بزرگ مردان و شیر زنان تاریخ است .
همه ی ما به خوبی امیر کبیر را می شنا سیم اما من در اینجا چندین کار مهم وی را برای شما بازگو می کنم تا
بار دیگر این نام این شخصیت بزرگ در ذهن همه ی ما تداعی شود
شما را به خواندن این مطالب دعوت می نمایم. (شاهزاده ی ایرانی)
- تأسیس مدرسه دارالفنون: مدرسه دارلفنون در زمان صدارت امیرکبیر، در هفت شعبه تأسیس شد و اولین مدرسه جدید ایران بود. شاهزاده های قاجار نخستین دانشجویان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول علمی جدید و دانشهای مهندسی ، پزشکی و فنون به جوانان آموزش داده میشد و بسیاری از معلمهاب آن از اروپا و به ویژه از کشورهایی چون اتریش، اسپانیا، ایتالیاو فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناری امیرکبیر، با وجود مخالفتهای میرزا آقاخان نوری، مدرسه کار خود را ادامه داد.
- انتشار روزنامه وقایق اتفاقیه: اولین شماره روزنامه وقایق اتفاقیه در سال سوم سلطنت ناصرالدینشاه قاجار در 18 بهمن 1229 خورشیدی و به کوشش امیرکبیر منتشر شد. به دستور امیرکبیر اشتراک این روزنامه برای هر یک از افرادی که از دستگاه دولتی بیش از ۲۰۰ تومان
حقوق میگرفتند اجباری بود. در این روزنامه، اخبار داخلی شامل خبرهای
مربوط به دربار، عزل و نصبها، اعطای مقامها، نشانها و امتیازات چاپ
میشد. در برخی شمارهها نیز اخبار رویدادهای شهرهای ایران به چاپ
میرسید. در بخش اخبار خارجی، اخبار مربوط به کشورهای اروپایی به چاپ
میرسید. همچنین این روزنامه دارای صفحه حوادث نیز بود.
- رسیدگی به وضع مالیه: امیرکبیر در دوران صدراعظمی خود با رشوه
خواری به مبارزه خاست. او دستور داد دریافتیهای بیحساب و قطع مواجب
بیجهتی که از دستگاههای دولتی میگرفتند؛ قطع شود. وی حقوق شاه را کاهش
داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانید و قرار گذاشت که هر ماه به او
کارسازی کنند. وی مواجب بیحسابی که حاج میرزا آقاسی برقرار کرده بود، قطع
کرد. وی سروسامانی به قوانین مالیاتی داد و صورت عواید و مخارج آن را
تعدیل کرد. تیولدارنی که حق دیوان را نمیدادند، امیر تیول آنها را ضبط کرد
او همچنین برای ماموران دولتی حقوق ثابت تعیین کرد.
- اصلاحات اجتماعی: امیرکبیر، دستور داد که رسم قمه کشی و لوتی بازی از شهرها و راهها برداشته شود. وی حمل اسلحه سرد و گرم را ممنوع کرد. وی قاعده بست نشینی را لغو کرد. این کار امیرکبیر، مخالفت بسیاری از روحانیون را برانگیخت.
- سر و سامان دادن به ارتش:
امیرکبیر، مشق و دروس ارتشیان و تسلیحات آنها و برکشیدن صاحبمنصبان
بیطرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بیفایده در نظام
سازمانی را پایهگذاری کرد. رسم بخشیدن مناصب بیشغل را برانداخت و معیار
ترفیع صاحبمنصبان، شایستگی ایشان گشت مهماتسازی در زمان او رشد کرد و توپ ریزی و باروت سازی تبریز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وی لباس سربازان از پارچه ایرانی بود.
- اصلاح سیاست خارجی: امیرکبیر، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسیس سفارت خانه های دائمی در لندن و سن پترزبورگ، ایجاد کنسولگری در بمبئی، عثمانی و قفقاز؛ تربیت کادر برای وزارت امور خارجه و تنظیم دفتر اسناد سیاسی از کارهای اوست.
- اصلاحات مذهبی: امیرکبیر، در پی منع قمهزنی و اصلاح امور روضه خوانی
برآمد. وی نسبت به علمای مذهبی با احترام خاصی برخورد میکرد، با این حال
میرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، از جمله روحانیونی بود که به شدت به
مخالفت با امیرکبیر برخاست و بسیاری از روحانیون دیگر نیز به همراهی با او
برخاستند.
- حذف القاب و عناوین: امیرکبیر، القاب و عناوین فرمایشی را موجب زیانهای اجتماعی میدانست و در نامیدن دیگران به گفتن واژه "جناب" اکتفا میکرد، حتی نسبت به مقام صدارت.
- فرمان قتل سیدعلی محمد باب: امیرکبیر، دستور داد که باب که در قلعه چهریق اذربایجان زندانی بود؛ در تبریز تیرباران شد.
- فرمان قتل سالار پسر آصفالدوله: سالار والی خراسان که طرفدار تجزیهطلبی و جدایی خاک خراسان از ایران بود، در زمان ناصرالدین شاه شورش کرد. امیرکبیر، سپاهیانی را به خراسان فرستاد. سرانجام، امیر دستور داد که سالار و همراهانش کشته شوند.
آوردن سید صالح عرب به ایران: آقاسیدصالح در کربلا با فرستادگان امپراتوری عثمانی
روبهرو گردید. وی شش روز با عثمانی جنگید تا این که دستگیر شد و سلطان
عثمانی به دستگیر کردن وی فرمان داد. امیرکبیر تلاش کرد تا سید را به
تهران برگرداند.
+
نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:28 توسط شاهزاده ایرانی
|
درود بر همه ی اریائیان عزیز
شاهزاده ایرانی امروز در مورد شاهزاده ایرانی می نویسد ! ! !
غرب همیشه قصد از بین بردن تاریخ پر شکوه ما را داشته است و در این هم هیچ شکی نیست اما......
شرکت یوبی سافت که یکی از بزرگترین شرکتهای بازی های کامپیوتری در حال ساخت ورژن جدیدی از بازی
فوق العاده و مورد علاقه من و بسیاری از پارسیان است بله (شاهزاده ی ایرانی 4 ) که این خود جای تشکر از این شرکت را دارد.
داستان این بازی بر می گردد به اوج قدرت ایران باستان اما بازی بر اساس واقعیت نیست و بر اساس تخیل
سازندگان ان است اما در تمام بازی معماری و بناهای تاریخی ایران دیده می شود از سرسوتون های تخت جمشید تا کاخ های ان و جالب این است که قسمتی از این بازی در بابل باستان که تحت تصرف ایران است اجرا می شود که پرنس برای فتح ان به بابل می رود.
هر سه نسخه ی قبلی این بازی فروش بی سابقه ای در دنیا داشت اما بعد از تولید نسخه سوم یوبی اعلام کرد که دیگر شاهزاده ایرانی را نخواهد ساخت و که بجای شاهزاده ایرانی بازی را تولید کرد در سبک پرنس که یک مسیحی نقش اول را در ان ایفا می کرد اما به هیچ وجه استقبالی از این بازی نشد و در این حالی است که نیمی از غربیان مسیحی هستند.
این نشان می دهد که ایران باستان در دنیا دارای احترام و باعث شگفتی غرب است !!!
در زیر چند عکس از (شاهزاده ایرانی 4)می گذارم امیدوارم که از این مطالب لذت برده باشید.
نویسنده(شاهزاده ایرانی)
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 23:55 توسط شاهزاده ایرانی
|